در انــتظــار هیــچ کــس نــیســتم اما هــنوز وقــتی نــویز مــوبایل روی اسپــیکر مــی افتد دلــم می لرزد شــاید تـو بــاشی.....!
راستش را بخواهی
فاجعه ی رفتن "او" چیزی را تکان نداد ...
من هنوز چای می خورم ...
قدم می زنم ...هستم!
اما ... تلخ تر .... تنهاتر .... بی اعتمادتر ...

برچسب:
نویسنده: رضا